محمد مهدى ملايرى
239
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خلال آن به معلومات گرانبهاترى دربارهء فن نويسندگى در دورهء ساسانى و آيين بلاغت و سخنپردازى آن عهد و به نمونههاى ذىقيمتى از ترجمههاى رسائل و نامههاى ادبى آن عصر دست خواهيم يافت . تحقيق در برخى مؤسسات يا سازمانهائى هم كه براى نخستينبار در دورهء اول عصر عباسى بوجود آمده و قبل از آن در عالم عرب سابقه نداشته نيز ممكن است در اين زمين ، يعنى پىجويى آثار فرهنگى دورهء ساسانى نتايج ارزندهاى داشته باشد ، مانند اهميتى كه مثلا تحقيق دربارهء نخستين بيمارستانى كه در زمان هارون الرشيد در بغداد تأسيس گرديد براى كسب اطلاعات دقيقتر و وسيعترى دربارهء مدرسه و بيمارستان جندىشاپور در دورهء ساسانيان دارد . البته اين مثال زياد با مسأله ادبيات كه موضوع ما است ارتباط ندارد ولى با موضوع كلى علوم و فرهنگ دورهء ساسانى كمال ارتباط را دارد . چنان كه مىدانيم نخستين بيمارستانى كه در اسلام براى درمان بيماران تأسيس گرديد همين بيمارستانى بود كه در زمان هارون الرشيد در بغداد تأسيس شد . اين بيمارستان به وسيلهء يكى از پزشكان بيمارستان جندىشاپور و به تقليد از همان بيمارستان تأسيس يافت . روش كار هم در آنجا همان بود كه در بيمارستان جندىشاپور بود . آموزشگاه و بيمارستان جندىشاپور كه محققى همچون سارتن در كتاب نفيس خود به نام " مقدمهء تاريخ علم " آن را به نام دانشگاه مىخواند ، هم در دورهء ساسانى و هم پس از آن دوران تا قرن سوم و چهارم هجرى همچنان مركز پزشكى و علوم وابسته به آن در ايران و اسلام بود و جندىشاپوريان تا چند قرن همچنان سيطرهء علمى خود را در عالم اسلام حفظ كردند . نخستين كتابهاى طبى كه به زبان عربى برگردانده شد به وسيلهء همين جندىشاپوريان بود و مهمترين كتابهائى كه چه در طب و چه در داروسازى قرنها مرجع اطباى اسلام بود به وسيلهء همانها تأليف شده بود . بنابراين شكى نيست كه تحقيق دربارهء نخستين مؤسسات پزشكى اسلامى و نخستين كتابهايى كه در اين رشته به زبان عربى ترجمه يا تأليف گرديده و همچنين شرح حال و آثار نخستين پزشكانى كه در اسلام و دولت خلفا به اين كار پرداختند